شاعر خلق
میرزا علی اکبر معجز شبستری
(چاپ شده در شماره ۳۸ نشریه گونش-۱۹ آذر ۸۶)
ميرزا علي اکبر معجز در سال 1252خورشیدی در شبستر به دنیا آمد. وی فرزند حاجی آقا از تاجران بزرگ شبستر بود. پدر بزرگش حاجی میرزا بابا حاکم شبستر بود. وی دو برادر بزرگتر از خودش به نامهای حسن و حسین داشت که به استانبول رفت و آمد داشتند. میرزا علی معجز در شبستر در نزد شخصی به نام آخوند ملا علی با اصول قدیم تحصیل کرد.
زمانی که معجز شانزده سال داشت پدرش وفات کرد و او به همین دلیل و به واسطه برادرانش به استانبول رفت. معجز در استانبول حدود 15 سال به کتابفروشی مشغول شد و مطالعات بسیار کرد. در سی سالگی غربت ( استانبول) را ترک کرده و به وطنش شبستر مراجعت کرد و 30 سال در شبستر ماند و برای بیدار کردن مردم با قلم بران خود مبارزه ای پایدار شروع کرد. با اراده و ایمانی محکم در مقابل دشمن غدار انسانها یعنی لشکر جهل ایستاد و در طول سالها به صورت جدی تلاش کرد تا پرده های موهومات و خرافات و کهنگی را یک به یک بدرد و پلیدی ها و زشتی های پشت سر آن را به ملت نشان دهد. برای مثا،ل به این بیتها توجه کنید:
دورموشام سد سکندر تک گلین مئیدانیمه
سؤیلورم هل من مبارز آشکار ای دوستان
معجزین تیغ زبانی چون غلافیندن چیخا
قهرمان اولسا قاباغیندان قاچار ای دوستان
در یک جا ( با عنوان جانلی جنازه) خیلی آشکارا و بی امان بعد از حمله به دیو جهالت خطاب می کند:
هر گون او نابیکار جللاد بی امان
زهر جهالتی تؤکور اعضای میللته
شعر معجز از نظر محتوا، برداشت و اسلوب تداوم شعر صابر در شرايط تاريخ و اجتماعي نابسامان و ستمگرانه اي است که معجز زندگي آغشته به شرنگ خود را در آن به سر آورده است. از ويژگي هاي شعر معجز آن است که در شعر او اسلوب تغزل و برداشتهاي هجوآميز و عبرت انگيز با طنز اجتماعي و سياسي مکتب صابر در هم آميخته است. اشعار معجز زباني بسيار روان دارد و نزديک به زبان محاوره است. معجز در بيان احوالاتش مي نويسد : »من ملاحظه کردم که اکثر مردم آذربايجان ترک هستند و فايده اي از اشعار غیر ترکي نخواهند برد. هدفم اين بود که زنان و مردان اشعار مرا خوانده و درک کنند«. معجز بر خلاف ادعای بعضی ها دليل خود از سرودن اشعار ترکي را نه تنها هوس نمي داند بلکه نياز مي داند؛ نياز ملت به فهم پيام وي. او مي داند که اين مردم پيام وي را به زبان خودشان بهتر مي فهمند تا به يک زبان ديگر، ولو اينکه این زبان ديگر زبان رسمي کشور باشد.
نکته ای که در همان سالهای اواخر سلطنت قاجار معجز را متوجه خود می کند توجه به زبان مادری است. در شعر »آنان تعلم ائدن دیلده« به این موضوع اشاره شده:
نه ملاکم؛ نه تجارم؛ نه خان مردم آزارم
متاعیم شعر دور آنجاق اونون دا یوخ خریداری
دیلیم تورکی؛ سؤزیم ساده؛ اؤزوم صحبایه دلداده
منیم تک شاعیرین البت اولار کاسید بازاری
دونن شعریله بیر نامه آپاردیم شاه ایرانه
دئدی »ترکی نمیدانم؛ مرا تو بچه پنداری«
اؤزی تورک اوغلی او اما دئییر تورکی جهالتدور
خدایا مضمحل قیل تختدن بو آل قاجاری
اومیدین کسمه معجز؛ یاز آنان تعلیم ائدن دیلده
گزر بیر ارمغان تک دفترین بیل چین و تاتاری
در اشعار ترکی و حتی فارسی معجز به سیل عظیمی از ابیات و اشعار بر میخوریم که موضوعش وطن است . معجز در اشعارش به فولکولور آذربایجان نیز زیاد پرداخته و در سخنانش از مطرح کردن آنان برای بیان منظورش بهره برده است.

