تاملي بر پاک کردن کلمه غلام ترک از تابلو مترو امام حسين تهران
اقدامي مناسب اما ناکافي
یاشار اردبیلی
(چاپ شده در شماره ۳۶ نشریه گونش)
تصوير اول:
چندي پيش نشريه گونش- نشريه دانشجويان آذربايجاني دانشگاه علم و صنعت – طي يک مقاله تحليلي خبري را منتشر ساخت که در آن ازتحريف برگ ديگري از تاريخ اين ديار به ضرر ملت ترک آذربايجان پرده بر مي داشت.
طبق اين خبر، تصويري در ايستگاه مترو امام حسين تهران نصب شده که به اصطلاح تبيين گر صحنه اي از واقعه هميشه جاويد کربلا مي باشد و در اين تصوير در ميان قاتلان امام حسين و يارانش شخصي که غلام ترک] تورک[ ناميده اند.به تصوير کشيده شده است.!!؟؟
تصوير دوم:
يک هفته بعد از اين مقاله،خبري در يک سايت اينترنتي منتشر شد که از پاک شدن کلمه غلام ترک در تابلوي مذکور خبرميداد.
تحليلي بر واقعه غلام تورک :
اين واقعه و حادثه مبارک را مي توان از چندين زاويه مورد تجزيه و تحليل قرار داد.ازيک طرف اين واقعه بار ديگر درايت و هوشياري جنبش دانشجوئي حرکت ملي آذربايجان به منصه ظهور رساند.از طرف ديگر نشان داد که حاکميت از استراتژي انکارحقيقت به استراتژي درک واقعيت تغيير تاکتيک داده است.
اين اقدام پسنديده در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي مي تواند شروع خوبي براي آغاز انقلاب فرهنگي دوم- يکي از خواسته هاي ملت آذربايجان در حماسه جاويد خرداد85- باشد که طي آن تمامي تحريف و تهمت ها و تحقير ها از جامعه فرهنگي کشور رخت بسته و عدالت اجتماعي به معناي واقعي در کشور نهادينه شود.
از همبستگي ملي تا اتحاد ملي
با نگاهي به عملکرد مسئولان ارشد نظام اين نکته بخوبي مشهود مي گردد که درميان مسئولان رده بالاي نظام عزم جدي جهت تامين حقوق بحق اقوام و ملل ايراني وجود داردکه در صورت توجه به آنها کشور اسلامي شاهد نهادينه شدن ارزش هاي ناب اسلامي در اين آب و خاک خواهد شد.
بطور مثال رهبر انقلاب در سال 1384 با درک صحيح شرايط جامعه کثير المله ايران، آن سال را بنام همبستگي ملي و مشارکت عمومي اعلام نمودند.بعد از اين فرمان تاريخي انتظار مي رفت 82 سال سياست شوونيستي حاکم بر کشور اسلامي جاي خويش را به قوانين و مقررات اسلام ناب محمدي بدهد.
بديهي است اگر مسئولان اجرائي کشور همان موقع اين پيام را درک نموده و در راستاي تحقق همبستگي ملي عمل مي نمودند در خرداد 1385 شاهد سونامي آذربايجان نمي شديم وچه بسا رهبر انقلاب دوباره سال 1386 را بنام اتحاد ملي اعلام نمي کرد؟
آيا وقت آن نرسيده که مسئولان اجرائي کشور نتيجه عملکرد خويش را در مقابل قضاوت افکار عمومي قراردهند.راستي از سال 84که سال همبستگي ملي بود و تاکنون- سه ماهه اول سال اتحاد ملي – واقعا همبستگي ملي افزايش يافته يا کاهش يافته است؟
بديهي است جواب سوال فوق کليد خيلي از مشکلات اقوام و ملل تحت ستم اين کشور مي باشد. به نظر نگارنده متاسفانه برخي افراد مملکت ما عليرغم اصرار مسئولان ارشد کشوري و لشگري مبني بر تغيير نگرش شوونيستي نسبت به ملل و اقوام کشور، نه تنها اقدامي مناسب و در خور توجه صورت نمي دهند بلکه کاملا برعکس با انجام اقداماتي بر خلاف نظر مسئولان ارشد کشوري تيشه به ريشه کشور مي زنند.
با نگاهي گذرا به عملکرد دولت هشتم و نهم در اين مدت – از سال 84 تا سه ماه اول 86- مشاهده مي گردد که نه تنها هيچ اقدامي در راستاي تحکيم همبستگي ملي و اتحاد ملي انجام نگرديد بلکه اکثر اقدامات انجام شده در راستاي گسست اتحاد اقوام و ملل ايراني بوده است.که درزير به چند نمونه از آنها اشاره مي گردد.[1]
اين عيد باستاني را به تمامي اقوام ايراني از جمله فارس،لر،کرد،بلوچ،ترکمن و عرب تبريک مي گويم(نقل به مضمون از خاتمی) هيج اشاره ايي به آذربايجاني ها يا به اصطلاح خودشان آذري ها نکرد تا اولين مخالفت خويش را با ايجاد همبستگي ملي اعلام نمايد.
بعد ازاين پيام بود که ملت آذربايجان احساس کرد هنوز در ميان اقوام ايراني جايگاهي براي آنها وجود ندارد و آنها از خودشان سوال کردند :چگونه ممکن است رئيس جمهوري که خود را معمار گفتگوي تمدن ها مي نامد و با شعار ايران براي همه ايرانيان بر مسند رياست جمهوري نشسته است براحتي از هويت بيش از ميليون ها تورک آذربايجاني چشم پوشي مي شود.و آن موقع بود که اولين جرقه عميق گسست آذربايحاني ها شروع شد و شعر طنز گونه من ايرانلي دئييلم؟ ورد زبانها و ابزار تفريح جوانان از طريق smsشد.
-سياستهاي شوونيستي از طرق مختلف همانند فيلم هاي سينمائي و سريال،نمايشنامه راديوئي،گزارش هاي خبري و تحليلي رسانه هاي جمعي،مقالات روزنامه هاي کثير الانتشار و... ادامه يافت و ملت آذربايجان که بيش از 80 سال به اين اعمال و رفتار ضد انساني عادت کرده همچنان سياست صبر و تحمل را پيش گرفت تا اينکه در اولين سالگرد رياست جمهوري آقاي دکتر احمد ي نژاد - دولت اسلامي- شعار انتخابي براي تيم ملي فوتبال ايران در جام حهاني 2006 آلمان شعار قوم گرايانه و به نفع قوم فارس انتخاب شد.
آذربايجام که هميشه جهت اعتلاي نام ايران هزينه هاي زياد و بيش از حد تصور، داده بود اين بار از اينکه مي ديد زحمات و رشادتهاي فرزندانش بنام قومي ديگري در صحنه مهمي مثل جام جهاني به ثبت خواهد رسيد سکوت را جايز نشمرده و بنا به صلاحديد خويش و بصورت خود جوش بطور همزمان در 25 شهر آذربايجان دست به اعتراض زدند.
- انتشار کاريکاتور توهين آميز در روزنامه و ارگان رسمي دولت اسلامي درست همزمان با انتخاب شعار تيم ملي فوتبال ايران به فوران خشم و انزار اين ملت صبور منجر گرديد. نهايت منجر به سونامي آذربايجان شد اگر هوشياري و بيداري فعالين ملي نمي بود چه بسا اکنون تئورسين هاي شعار ستارگان پارسي و کاريکاتور سوسک با ويزا راهي آذربايجان جنوني مي شدند.
- انتشار کاريکاتور توهين آميز در روزنامه ايران باعث گرديد آذربايجان قهرمان بار ديگر قدرت بالقوه خويش را به رخ دوستان و دشمنان بکشد و جهت تحقق حقوق اوليه خويش دست به اعتراضات گسترده بزند.
آذربايجان از امتحاني ديگر سربلند بيرون آمد و دوستان خويش را خوشحال نموده و فعالين حرکت ملي آذربايجان را به تحقق شعار گله جک بيزيم دير اميدوارتر نمود.اما بازهم روسياهي به ذغال ماند.شوونيست ها و فاشيست ها مجبور شدند بعد از 8 سال شعار دادن، در آزموني عملي قرار گيرند. ماهيت خويش را به ابراز دارند.
عدم پوشش خبري حوادث و وقايع آذربايجان از طريق مطبوعات و رسانه هاي جمعي و ملي،سانسور حوادث و وقايع فوق الذکر،تهمت زدن به فعالين صادق و متعهد آذربايجان و... از جمله اقدامات انجام شده در قبال فداکاري ملت آذربايجان جهت تحقق حقوق خويش مي باشد.
- بعد از قيام ملي آذربايجان در خرداد85 که ماهها خواب را از چشم دولت نهم ربوده بود.انتظار مي رفت حداقل اگر اقدامي مثبتي در راستاي تامين حقوق ملت آذربايجان صورت نگيرد حداقل اينکه اقدامي منفي صورت نخواهد گرفت.متاسقاته اين بار هم دولت نهم که داعيه دولت اسلامي را با خود يدک مي کشد به چه دليل و تحت تاثير چه عواملي که چندان مشخص نيست به درج حديثي مساله دار بر روي اسکناس 50000 ريالي پرداخت.
آنچه اشاره گرديد تنها چند مورد محدود از اقدامات شوونيستي انجام شده در کشور است که باعت گسست اتحاد و همبستگي ملي اقوام و ملل ايراني مي گردد .و بديهي است اگر مسئولان اجرائي کشور واقعا به دنبال اتحاد واقعي در اين کشور مي باشند لازم است نگاهي به کارنامه خويش در چند سال اخير انداخته و نتايج آن را بررسي نمايند.
درسهائي از واقعه غلام تورک
دولت نهم از زمان روي کار آمدن همواره سعي نموده در خلاف تحليل کارشناسان و پيش بيني هاي انجام گرفته عمل نمايد.لذا پاک شدن کلمه غلام تورک از تابلوي منصوبه در مترو امام حسين هم از اين ديگاه قابل بررسي مي باشد.
سوالي که اکنون براي خيلي ازدلسوزان مسائل ملي و قومي کشور پيش مي آيد اين است که چگونه ممکن است سردمداران کشور اعتراض يک نشريه دانشجوئي را مي شنوند وفورا دست به عمل مي زنند ولي فرياد ميليون ها تورک آذربايجاني در خرداد85 جهت رسميت يافتن زبان تورکي آذربايجاني را هنوز نشنيده گرفته اند.
اميد است واقعه غلام تورک مقدمه اي باشد جهت تامين حقوق انساني و بشري ملت آذربايجان و تمامي اقوام و ملل ايراني.
[1] در جلسه ميان برخي فعالين حرکت ملي آذربايجان و انجمن صنفي مطبوعات ايران(سايت دورنا- خرداد85)،آقاي رجبعلي مزروعي گفته بودند در صورت مشاهده سياستهاي شوونيستي در کشور بما گزارش داده شود تا نسبت به آنها اعلام موضع نمائيم.حال افکار عمومي آذربايجان منتظر اعلام نظر آقاي مزروعي و انجمن صنفي مطبوعات ايران در اين زمينه مي باشد.
نئجه یازاق
(گونش درگیسینین ۳۶جی ساییندا یاییلمیش)
ایواز طاها - نین بئش جیلدلیک نئجه یازاق کیتابینین بیرینجی جیلدی یاییلدی. بو کیتابدا عملی شکیلده یازیلاریمیزداکی سهولردن چکینمهیین یولو ساده دیل ایله گؤستریلیر. کیتابی آشاغیداکی ساتیش مرکزلریندن الده ائده بیلرسیز:
ـ تهران، اندیشهی نو یایینائوی
ـ تبریز، ارک یایین ائوی
- زنجان، پینار یایین ائوی
ـ قم، شهریار کیتاب ساتیش ائوی
ـ موغانشهر (پارساباد)، دانشجو یایین ائوی
کیتاب آپرئلین بیریندن آشاغیداکی شهرلرده ده یاییلاجاق:
اورمو، اردبیل، ماراغا، خیاو، میانج، خوی، سایینقالا، ساراب، قوشاچای
نئجه یازاق کیتابی جیبی (1000تومن) و روقعی (1700تومن) قطعلرینده حاضیرلانیبدیر
مشاجره بين حجت الاسلام عظیمی قدیم و قاضي دادگاو ويژه روحانيت در قم
(چاپ شده در شماره ۳۶ نشریه گونش)
اخيرا برخي از فعالان هويت خواه قم به دادسراي ويژه روحانيت احضار و مورد بازجوئي قرار گرفتند. ظاهرا مقامات امنيتي كشور و به تبع آنها اداره اطلاعات قم با رويت فراخوان تحصن در حرم حضرت معصومه (ع) توسط يك يا چند تن از فعالان سایر شهرها كه در اينترنت درج شده بود به وحشت افتاده و براي ممانعت از برگزاري چنين مراسمي فعالان قم را به دادسرا احضار نمودند. سوالات قاضي عبارت بود از:
1- از چه زماني با جريان پان تركيسم ارتباط پيدا كرديد؟
2- چه كساني قرار است مراسم قم را به راه اندازند؟
3- با توجه به اينكه مسئوليت هر گونه اتفاقي به گردن شما خواهد بود براي مقابله با برگزاري اين مراسم چه كمكي به ما مي كنيد؟
4- آيا در مراسم شركت خواهيد كرد؟ و...
همه احضار شدگان پاسخهاي يكسان و شفافي به اين سوالات داده بودند تا جايي كه قاضي در پايان بازجويي از اين مسئله اظهار تعجب كرده و گفته بود شما حتما قبلا سوالات ما را پيش بيني كرده و در مورد آنها با هم صحبت كرده بودبد كه اين قدر جوابهايتان به هم نزديك است.
اما در ابتداي بازجويي قاضي به زعم اينكه فعالان از حضور در دادگاه دچار ترس و اضطراب شده اند به كرات آنها را تهديد به برخورد و محاكمه شديد و .. نمود تا اينكه حجت الاسلام عظیمی قدیم سخنان تكراري و تهديد آميز و موهن او را قطع كرده و به قاضي گفت لطفا زبان تهديد را كنار گذاشته و به اصل مسئله بپردازيد جرا كه در عرض چند دقيقه شايد بيش از ده بار كلماتي چون برخورد مي كنيم و حواسستان جمع باشد و ... بكار برده ايد سپس قاضي در بين سخنان خود، خود را خدمتگزار نظام خواند در اين حين حجت الاسلام عظیمی قدیم به او گفت آقاي قاضي به نظر مي رسد ايراد اين كلمات متناسب با وظيفه بيطرفانه قاضي نیست شما بايد بي طرفانه بين ما و حكومت قضاوت كنيد نه اينكه صراحتا طرفداري خود را از مدعي العموم اعلام كنيد شما در جايگاه همان قاضي نشسته ايد كه بين يك يهودي و امير المومنين (ع) حق را به مرد يهودي داد و هر گز نگفت من خدمتگزار علي (ع)هستم شما قاضي هستيد نه سرباز حكومت.
سپس قاضي شروع به سوالات كتبي نمود اما وقتي اولين پاسخ را كه حجت الاسلام عظیمی قديم در چند كلمه نوشته بود مشاهده كرد گفت: پس جرياني به نام پان تركيسم را نمي شناسيد!؟
حجت الاسلام عظیمی قدیم گفت : بله چنين جرياني نمي شناسيم و ارتباطي هم با آن نداريم آنچه ما مي شناسيم و با آن ارتباط داريم حركت حق طلبی است. اما يك سيستمي به نام شوونيسم فارس مي شناسيم اگر مي خواهيد برخي از دانه درشتهاي آنها را مي توانيم بشماريم.
وقتي سوال دوم نوشته شد حجت الاسلام عظیمی قدیم در اعتراض به اين سوال خطاب به قاضی گفت مگر ما عامل و ضابط شما هستيم مگر ما مخبر شما هستيم جرا اين سئوالات را از ما مي پرسيد از كي قرار شده ما اطلاعات حركت خود را در اختيار شما بگذاريم اگر بدانيم هم به شما نمي گوئيم آنها دوستان ما هستند اما شما ما را محاكمه مي كنيد حال انتظار داريد در مورد آنها چيزي به شما بگوئيم؟!
در پاسخ به سوال سوم و نيز مشاجره بعد از پاسخ حجت الاسلام عظیمی قديم گفت آنهايي كه به شما اين ماموريت را داده اند خوب مي دانند كه اگر اين برنامه مال فعالان قم بود براي آن اطلاع رساني مي كرديم همانطور كه سال گذشته براي مراسم قتل عام خوجالي اين كار را كرديم و تبليغ نموديم
در اين حين آقاي فتح الله ذوقي گفت : آري ما پارسال حتي در نماز جمعه قم اطلاعيه پخش كرديم و ديوارهاي قم را پر از اطلاعيه نموديم.
سپس قاضي گفت : كسي مرا براي اين كار مامور نكرده است بلكه ما از ضابطين دادگاه(مامورين اطلاعات) كار خواسته ايم و حواسستان جمع باشد كه آنها چراغشان روشن هست (با اشاره به خود) قاضي هم اينجا نشسته است . تا حدي كه در بين خود فعاليت مي كنيد كاري نداريم اما اگر در اجتماع كاري انجام دهيد ما با شما برخورد مي كنيم.
حجت الاسلام عظیمی قديم پاسخ داد : جناب قاضي مامورين حكومتهاي قبل نيز چراغشان روشن بود و شما هم روشن باشيد ما دلمان نمي خواهد شما خاموش باشيد چرا كه براي ما تفاوتي نمي كند ما اگر قرار باشد كاري انجام دهيم توجهي به چراغ ديگران نمي كنيم اما اين را هم عرض مي كنم قرار نبود در اين برهه برنامه تحصن در قم داشته باشيم اين مسئله در اينترنت مطرح شده است و اگر كساني تشريف بياورند از آنها استقبال كرده و در خدمتشان خواهيم بود. .
در همین اثنا قاضی برای تنفس و احتمالا اخذ دستور از بالا به بیرون رفت و بعد از حدود ده دقیقه در حالی که پوشه ای در دست داشت وارد شد و یک برگه پرینت از اعلامیه ای را که در سایتها به امضای آقای عظیمی درج شده بود به ایشان نشان داد و گفت: این را شما نوشته اید؟ آقای عظیمی پاسخ داد بلی من نوشته ام معاون دادستانی قم به فعالان جوان ما توهین کرده است و باید پاسخش را می شنید. قاضی پرسید آیا شما وکیل مردم هسیتد ؟ ایشان جواب داد بلی ما وکیل دوستان خود هستیم. در این حین آقای ذوقی از قباحت عمل معاون دادستان قم سخن گفت و آقای بیات نیز افزود که معاون دادستان نه تنها به دوست فعال ما بلکه به همه فعالان ترک قم و به تعبیر خودش همه آنها که ترکی ترکی می گویند توهین کرده است.
در هر حال روز جمعه فرا رسيد و عوامل اطلاعاتي به شكل باور نكردني حرم را محاصره كرده وبا ماشين آتش نشاني ( احتمالا براي پاشيدن آب ) بي سيم به دست در داخل و خارج حرم از صبح تا شب آماده باش ايستادند. آنها حجت الاسلام عظیمی قدیم را در ساعت پنج بعد از ظهر كه براي خوش آمد گويي به دوستاني كه احتمالا به مراسم آمده باشند به حرم مي رفت با ارائه حكم دادستاني ويژه دستگير و به خانه عودت دادند. در اين حكم اسامي برخي از فعالان قم از آن جمله آقايان سيد حيدر بيات و فتح الله ذوقي نیز ديده مي شد. حجت الاسلام عظیمی قديم در مقابل خانه به مامور اطلاعات گفته بود به فرمانده محترمتان سلام برسانيد و از قول من به او بگوئيد خيال نكند جلوي مراسم ما را گرفت اگر قرار باشد مراسمي در قم برگزار شود با دستگيري من و يا چند فعال نمي تواند آن مراسم را لغو كند كه ان شاء الله چنين روزي در اينده پيش خواهد آمد. مامورين اطلاعات تا پاسي از شب در مقابل درب خانه حجت الاسلام عظیمی قدیم به نگهباني پرداختند.
سریال چهل سرباز ، تحریف تاریخ و نژاد پرستی فارسی
چاپ شده در شماره ۳۶ نشریه گونش
مدتی است که از تلویزیون جمهوری اسلامی در روزهای شنبه ساعت 21 از شبکه دو سریالی با نام چهل سرباز پخش می شود که به گفته خود تلویزیون در پاسخ به فیلم 300 ساخته شده.
این فیلم همراه با ماجراهای رستم و افسانه های شاهنامه زندگی نامه ابولقاسم فردوسی را به تصویر کشیده است.
در این فیلم که سعی شده تا ملت فارس به عنوان ملتی متمدن و مظلوم به نمایش در آید که از دست ترکان (وحشی)در امان نبوده و هر از چند گاهی ترکان وحشی (به روایت فیلم) به سرزمین فارسها (ایران) هجوم می آوردند و آنها را با قتل و غارت و آتش زدن شهر ها و آبادی ها و اسیر گرفتن زنان و کودکان به ستوه آورده بودند.
این فیلم ملاک و مدعای خود برای به تصویر کشیدن وقایع را شاهنامه فردوسی قرار داده که به روایت خود فارسها شاهنامه فردوسی صرفا کتابی است مشتمل بر اشعار افسانه ای که هیچگونه واقعیت تاریخی و مستند علمی ندارد. حال سؤال اینجاست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی با چه هدفی به ساخت این فیلم با بودجه ملت ایران که ترک و فارس و عرب و کرد و بلوچ و لر و گیل و .... سهیم هستند پرداخته است.
چرا در این فیلم سعی در تحریف تاریخ و توهین به ملت ترک می شود؟
آیا سازندگان فیلم 300 ترکها بودند یا آمریکایی ها؟
در این فیلم بازیگری ادعا می کند که این ظلم ستم ترکها نتیجه محبت ما به اهل بیت است!!!!!!!!
مگر فارسها شیعه بودند؟ مگر صفویه و شاه اسماعیل صفوی شما را با اهل بیت و تشیع آشنا نکرد؟
در قسمتی از فیلم رستم را که در حال نماز و سجده به درگاه خدا است به تصویر می کشند که آنچه مسلم است بین پیامبر اسلام و رستم به روایت شاهنامه فردوسی بیش از 500 سال فاصله بوده.
به راستی مضحک نیست که برخی به عقاید نژاد پرستانه و ضد اخلاقی شان رنگ و بوی مذهبی می دهند و مذهب و دین را بازیچه مطامع نژادی خویش می کنند.
تا به دیروز که رئیس سازمان صدا و سیما لاریجانی بود اصرار عجیبی بر توهین و تحقیر زبانی ملت ترک بود. و امروز که ریاست آن را ضرغامی به عهده دارد این سازمان از ترس وقایع خرداد آذربایجان از توهین زبانی و تحقیر ملت آذربایجان به تحریف تاریخ و وارونه جلوه دادن وقایع روی آورده است!
به راستی ریشه این نژاد پرستی ها و بیماری هم وطن ستیزی در چیست؟
آیا روحیه برخی ایجاب می کند که بدون داشتن دشمن قادر به زندگی نباشند؟
تحليل راهپيمايی امسال مردم آذربايجان از نظر جامعهشناسی
سرمقاله شماره ۳۶ نشریه گونش
تحليل راهپيمايی امسال مردم آذربايجان از نظر جامعه شناسی ايران امروز حائز اهميت بسيار بالايی است. هرچند تظاهرات امسال در تبريز، اروميه و برخی شهرهای ديگر آذربايجان از نظر کميت به مراتب کمتر از تظاهرات سال پيش بود اما از نظر سياسی بسيار مهمتر و با ارزش تر از سال پيش بود، زيرا شايد عده ای تصور می کردند که حرکت سال گذشته آذربايجان تنها يک حرکت احساسی در اعتراض به يک کاريکاتور بود، اما تظاهرات خردادماه امسال ثابت کرد که اين يک حرکت اعتراضی و ريشه دار در آذربايجان است.
استراتژيست های جمهوری اسلامی يک اصل نانوشته را در تمام شئون اجتماعی ايران جاری کرده اند و آن اينکه به هر قيمتی شده نبايد به اعتراضات مردم ترتيب اثر داد. حتی اگر اين اعتراضات به موضوع بسيار کم اهميتی همچون جدا کردن يک روستا از يک شهر و الحاق آن به شهر مجاور مربوط باشد. اين استراتژی بر اين مبنا مستقر است که مردم بايد به تجربه دريابند که اعتراضات آنها هيچ فايده ای ندارد جز آنکه معترضين دستگير و شکنجه می شوند با این وجود هيچ توجهی به خواسته های مردم نخواهد شد.بنابراين مردم بايد براساس حساب سرانگشتی سود و زيان به اين نتيجه برسند که ضرر اعتراض به اين حکومت از منفعتش بيشتر است!
عظمت قيام مردم آذربايجان در سال گذشته به حدی بود که حاکميت ناچار شد به صورت موقت از اصل فوق عدول کند و روزنامه دولتی ايران را ببندد و نويسندگان مطلب موهن را دستگير کند اما وقتی متوجه شد که نه تنها اعتراضات پايان نيافت بلکه ابعاد گسترده تری گرفت و سطح خواسته های عمومی به سرعت افزايش يافت، با تير اندازی مستقيم به سوی تظاهر کنندگان تنها در شهر کوچک نقده (سولدوز) به کشته شدن حدود ده نفر و زخمی شدن صدها نفر منجر شد و سپس با اعلام حکومت نظامی در تمام آذربايجان به سرکوب حرکت پرداخت.
پس از آنکه حکومت از آرام شدن نسبی اوضاع مطمئن شد نه تنها هيچ گزارشی از سوی کميته تحقيق در مورد عاملان شليک مستقيم به سوی مردم ارائه نشد بلکه پس از چند ماه برای دهن کجی به مردم، روزنامه ايران را دوباره منتشر کرد و درست چند هفته مانده به سالگرد حوادث خردادماه گذشته خبری را در اختيار خبرگزاری ها قرار داد به اين مضمون که نويسنده مطلب موهن روزنامه ايران در دوران مرخصی به فرانسه رفته و در آنجا مشغول به تحصيل است!
انتشار اين خبر تحريک کننده با هدف تحقير و بی اثر نشان دادن آن همه اعتراضات گسترده و در نهايت مايوس کردن آذربايجانيان از ادامه پی گيری اعتراضات خود انجام شد. امسال نيز حکومت مطمئن بود با اقدامات گسترده ای که انجام داده است و دستگيری و احضار هزاران نفر از فعالين آذربايجانی و گرفتن تعهد از آنها به منظور عدم شرکت در اجتماعات اول خرداد ماه، خواهد توانست مانع از برگزاری هر تجمعی شود. در واقع از اين تحريک عمدی آذربايجانيان با انتشار خبر فوق و اخبار ديگری چون امتناع وزير کشور از حضور در مجلس برای پاسخ به سوال نماينده تبريز آقای اعلمی در مورد نحوه برخورد با مردم در سال گذشته، هدف بزرگتری نيز داشت و آن شکستن روحيه آذربايجانيان و به کرسی نشاندن اقتدار خود و اين که گويا هيچ ترسی از آذربايجانيان ندارد و حتی خود عمدا به تحريک آنها اقدام می کند.
تظاهرات امسال مردم تبريز درست در تاريخ از پيش تعيين شده و موفقيت فعالين آذربايجانی در ارسال اسناد اين حرکت تاريخی به خارج از کشور، به کلی نتيجه ای معکوس به بار آورد و اعتماد به نفسی وصف ناپذير مردم را نشان داد. تظاهرات امسال مردم آذربايجان از جهات ديگری نيز بسيار پخته تر بود. برخلاف انتظار حکومت، هيچ شعاری برضد روزنامه ايران و يا کاريکاتوريست آن که به تازگی خبر خروجش از کشور منتشر شده بود، داده نشد. همچنين شعارهای احساسی سال گذشته که انتقاداتی را نيز موجب شده بود اين بار شنيده نشد. مردم آذربايجان به خوبی می دانند که کاريکاتور بهانه ای بيش نبود و خواسته اصلی مردم آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و در راس آنها حقوق فرهنگی و ملی آذربايجان است که در شعارهای اولوم اولسون فاشيسته (مرگ بر فاشيست) تورک ديلينده مدرسه (مدرسه به زبان ترکی) انعکاس يافت.
غلامان ترک، قاتلان کربلآ
طاهر صادق پور
(چآپ شده در شماره ۳۵ نشریه گونش)
خيل عظيم جماعت آنچنان است که هر تازه واردي را به تعجب وا مي دارد. پير و جوان ، زن و مرد ، کودک و بزرگ چنان در خيابان ها ريخته اند که گويي همگي انتظار واقعه بزرگي را مي کشند. دل ها پر از شور است و چشمان غم زده در پي بهانه اي براي گريستن. اگر جرأت نگريستن در اين چشم هاي غم زده را داشته باشي براستي اشک هاي بسياري را خواهي ديد که بر روي گونه های سرخ اين غيوران جاري است. شهر يكدست سياه پوش است . صداي حسين ، حسين گويان مردم از هر در و كوچه اي شنيده مي شود. مردم همگي جمعند تا عشق خود را به سيدالشهدا ابراز دارند. كربلا براي اين مردم تنها يك واقعه نيست بلكه تجليگاه آرمان هاي آزاديخواهانه است.
****
آذربايجان و ملت غيور آن ، سلحشوران تاريخ ايران، برنده ترين شمشير اسلام، ظلم ستيزان تاريخ، بنيان گذاران بزرگترين حکومت هاي اسلامي و شيعي ، خالقان عرصه هنر، فاتحان قله هاي علم ، پايمردان انقلاب مشروطه ، جان برکفان ايالت آزاديستان1 ،آزادي خواهان از خود گذشته(حکومت فرقه دموکرات2)، دلاور مردان انقلاب اسلامي ، حماسه سازان دفاع مقدس .....
براستي چه پيوند عظيمي بين اسلام، تاريخ ايران و مردم آذربايجان وجود دارد. چه از خود گذشتگي هايي كه اين مردم براي حفظ اين خاك نكرده اند، چه رشادت هايي كه ستارخان و ياران غيورش براي رهايي از استبداد انجام دادهاند. هزاران گل نوشكفته كه براي پيروزي انقلاب پرپر شدند، باكري و يارانش چه حماسه ها كه آفريدند. طلائيه هنوز رشادت مردي هاي مهدي باكري، حميد باكري، حسين باقري و ... را فراموش نكرده است. دلاوراني كه براي دفاع از ايران عزيز و عزت و شرف همچون مولايشان حسين (ع) در برابر ظلم ايستادند.
****
راستي ارزش انساني به چيست؟ آيا چيزي برتر از ذات انساني براي محترم شمردن انسان ها وجود دارد؟ آيا ما بعنوان يك انسان اين اجازه را داريم كه در بين انسان ها از لحاظ برتر و پست تر بودن قضاوت كنيم؟ مفهوم »از نژاد برتر بودن« و »از قوم برتر بودن« از كجا نشأت مي گيرد؟ اين تكفر با كدامين ارزش انساني سازگاري دارد؟
وقتي دين مقدس اسلام ارزش انسان را باميزان تقواي او ميسنجد چگونه عده اي به خود جرأت مي دهند بين ترك و كرد و فارس و عرب و ... تفاوت قائل شوند؟ اينان چه كساني هستند كه خود را از نژاد برتر !!!!! مي دانند و ديگران را ........
شايد برخي بي توجه به آنچه رخ مي دهد همه اين سوال ها را متوجه خود ما بدانند ليكن مناسب تر آن است كه كمي منصفانه تر قضاوت كنند. سال هاي سال است كه در اين كشور ترك و لر و كرد و .... مورد تحقير و تبعيض و تمسخر قرار ميگيرند ، و هر وقت سخن به اعتراض مي گشايند با عناوين مختلف قوم گرا ، تجزيه طلب و پان و ... مورد حمله قرار ميگيرند. راستي يك سوال، مدتي پيش فيلم 300 به اكران در آمد. اكران اين فيلم چه تأثيري بر شما داشت؟ چگونه واكنش نشان داديد؟ چه نظري در مورد سازندگان اين فيلم داريد؟ آيا مي توانستيد ساكت بنشينيد و حرفي نزنيد؟ واكنش به اين فيلم چنان سريع و گسترده بود كه همه را به تعجب وا داشت تمام محافل سياسي، فرهنگي و مذهبي كشور سريعا آنرا محكوم كردند. در مدت زماني بسيار كوتاه، پروژه ساخت چندين فيلم و كارتن (از جمله فيلم ذوالقرنين)شروع شد. موضوع فيلم 300 مدت مديدي بحث اول تمام رسانههاي كشور بود.
ما نه تنها فيلم 300 بلكه هر فيلمي كه با يك چنين مضامين توهين آميزي ساخته مي شود را محكوم مي كنيم. ليكن هدف از اين مبحث تنها تلاش براي ايجاد حسي در عزيزان فارسي زبان بود، همان حس كه ترك ها و كرد ها و عرب ها و ....... بعلت گستردگي توهين ها و تحقيرهاي روا شده در حق شان با آن عجين شده اند.
حتما فراموش نكره ايد كه بخاطر تغيير نام خليج فارس به خليج عرب چقدر در کوس و کرنا دميدند، دانشگاه بوشهر را دانشگاه خليج فارس ناميدند، ليگ فوتبال را ليگ خليج فارس خواندند، نام خيابان ها و اتوبان ها و ميادين را به خليج فارس تغيير دادند به فروشگاهها و و مغازه داران توصيه كردند كه نام خليج فارس را برگزينند3 و عالم و آدم را به لرزه در آوردند و خدا را بر محق بودنشان گواه گرفتند، ليکن بسان نوشيدن آب گوارايي دو ماه بعد از آن حادثه دستور به تغيير نام دهها جزيره درياچه اروميه را از ترکي به فارسي صادر کردند4.
لطفا نگوييد تغيير نام خليج فارس يك مسئله ملي بود و از جانب دشمنان صورت گرفته بود و نياز به واكنش شديد داشت، كه اوضاع بدتر خواهد شد . زيرا كه ما از دشمن انتظاري غير از دشمني نداريم ليكن هموطن از هموطن ، برادر از برادر انتظاراتي بس فراوان تر دارد ولي افسوس ...... .
ما بر آنيم كه دست هايي در كار است؛ همانها که از طريق تريبون رسمي دولت(روزنامه ايران) ، توهين آميزترين کاريکاتور ممکنه را براي تحقير مردم آذربايجان نشر داد، همان پشت پرده نشيناني که بر خلاف تدبير حکيمانه مقام معظم رهبري مبني بر ناميدن سال 86 به عنوان سال » اتحاد ملي و انسجام اسلامي« به چاپ اسکناس تفرقه افکنانه 50000 ريالي پرداختند.آيا تا به امروز استان هاي كشور را از لحاظ صنعت و اقتصاد بررسي كرده ايد؟ براستي دليل آنكه استان هاي مركز نشين كشور نسبت به استان هاي مرزي (استان هايي كه ساكنان آن ترك ها ، كرده ، عرب ها ، بلوچ ها و ....) از لحاظ صنعت و اقتصاد داراي فاصله اي بس زياد مي باشند چيست؟ كدام عقل سليمي مي تواند اين موارد متعدد و مكرر را تنها ناشي از سهو و اشتباه عده اي نادان بداند. راستي امروز كه ما در حكومت اسلامي هستيم، بايد در پي عدالت اسلامي ، برابري و برادري ديني ، ارزش هاي والاي انساني باشيم؛ پس اين تبعيضات و تحقيرات از كجا ناشي مي شود. چرا در ايران غير از فرهنگ و زبان فارسي هيچ فرهنگ و زبان دبگر حق بقا ندارد؟شايد برخي دوستان بگويند كه ما را چه به زبان شما و معتقد باشند كه ما در توهم از دست دادن زبانمان هستيم. ولي واقعا آيا زباني كه از تمام عرصه اي فرهنگي آموزشي و هنري به دور باشد امكان بقا و شكوفايي برايش وجود دارد؟براي از بين بردن يك زبان لازم نيست كه سلاح بدست با آن مقابله كنيم بلكه سياست هاي زبان ستيزي از عرصه آموزش و فرهنگ و هنر براي يك زبان مهلك ترين سم مي باشد. چرا بايد مناطق غير مركز نشين ايران از نظر صنعت و اقتصاد در فقر كامل بسر ببرند ليكن ....؟ چرا مي خواهيم پايه هاي اتحاد را بجاي ستون هاي استوار اسلام و برابري و برادري و احترام متقابل، بر روي پايه هاي سست و بي ارزش بنا نهيم؟
اما يك موضوع جالب و حيرت انگيز، تغيير عرصه تحقير و تبعيض در اين روزها مي باشد. آري امروز اين کوته نگران، امام حسين (ع) و حادثه بزرگ کربلا، مقدس ترين انسان ها نزد مردم آذربايجان، والاترين باورهاي ديني مردم و حد نهايي عشق مردم آذربايجان را مورد تاخت و تاز قرار مي دهند.
تابلويي بزرگ که توصيف مصور نبردهاي ياران امام حسين (ع) و يزيديان مي باشد. هر تکه از اين تابلو گوشه اي از کربلا را به وصف مي کشد. ياران امام هر يک در بين هاله اي از نور و يزيديان انسان هايي با چهره هايي سفيد گونه هايي شکوفته ابروواني کشيده و ملبس به تجهيزات جنگي. و در بين همه اينها يک برده عريان حلقه بگوش سيه چرده که نيزه به دست يکي از ياران امام حسين (ع) را نشانه گرفته است ، او غلام ترک است.

تابلوی کربلا در ایستگاه متروی امام حسین (ع). یک غلام ترک نیزه خود را به طرف یاران امام حسین نشانه گرفته است. (البته چون تا به حال ترک سیاه پوست دیده نشده است، احتمال دارد که این قاتل از ترکان آفریقا باشد!!)
يک سال پيش در همين روزها موج اعتراض هاي مردمي سراسر آذربايجان را فراگرفته بود از بزرگترين شهر آن تبريز گرفته تا دور افتاده ترين روستاهاي آن مردم يک صدا و يکدست با فريادهايي بلند دم به اعتراض گشوده بودند. آنها خواهان گشودن زنجيرهاي تحقير و تبعيض دهها ساله بودند. مردم عاصي از تبعيض و تحقير عزم بر برچيدن غول و زنجيرهايي را داشتند كه پايه گذارانش رضاخان و مزدبگيران کوته نگراو بودند. ليکن بي توجه به حقانيت و واقعيت اين قيام ها چه بسيار خون هايي که ريخته شد صدها نفر از جوانان دلير ديارمان راهي زندان شدند. يک سال از اين حوادث گذشت و حتي کوچک ترين توجهي به خواسته هاي بحق مردم نشد.و امروز بعد از سال ها تحقير و تبعيض از بعدهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي گويي زمان آن رسيده است كه احساسات مذهبي مردم ما بازيچه شود. و ما ترک ها که تا بحال مهاجم، وحشي، غارتگر و بي فرهنگ ناميده مي شديم، از اين به بعد قاتلان امام حسين(ع) و يارانش نيز لقب بگيريم.
جوانان دلير آذربايجان برندگي نگاه را از کلام مولا علي ، آزادگي را از حسين و رشادت را از عباس آموخته اند. صراحت در بيان حقايق را خطابه هاي افشاگرانه زينب در خونشان جاري ساخته و امروز بي پروا از هر نگاه موذيانه طمعكاران در راه دين و وطن آماده رشادت مي باشند.
پی نوشتها: 1- ايالت آزاديستان همان حكومت محلي بود كه توسط روحاني آزادي خواه ، شيخ محمد خياباني در آذربايجان ايجاد شده.
2. حكومت فرقه دموكرات آذربايجان يكي از حركت هاي آزادي خواهانه بود كه بر عليه ستم هاي رژيم پهلوي شكل گرفت. متاسفانه بسياري از تاريخ نگاران وابسته به رژيم پهلوي بي توجه به خدمات بسياري كه اين حكومت در مدت يك سال عمر خود انجام داد(از جمله تاسيس دانشگاه تبريز ، تاسيس اولين كارخانه هاي ريسندگي در تبريز و .......) براي تخريب اين حكومت تلاش هاي بسياري كرده اند. براي آشنايي بيشتر با حكومت ايالتي فرقه دموكرات آذربايجان و چگونگي تاسيس و فراز و نشيب هايش مي توانيد به كتاب »گذشته چراغ راه آينده« نشر جامي مراجعه كنيد.
3. در بسياري از شهرهاي آذربايجان از طرف اداره اماكن بصورت بخش نامه به مغازه داران توصيه شد كه نام خليج فارس را براي براي مغازه ها برگزينند همچنين به فروشگاه ها و مغازه هايي كه تنها از نام خليج براي فروشگاه خود استفاده كرده بودند تاكيد بر تغيير نام نمودند. در برخي از شهرها فرماندهي انتظامي با صدور بيانه براي تامين امنيت عمومي و آسايش مردم خواهان نامگذاري مناسب فارسي براي مغازه ها شده است !!!!!! براي مشاهده نمونه اي از اين بيانه ها مي توانيد به آدرس زير مراجعه كنيد:
http://i15.tinypic.com/4zm1eup.jpg
4. درياچه اروميه داراي 102 جزيره مي باشد كه طي چند مرحله نام بسياري از اين جزيره را به فارسي تغيير داده بوSدند. در فروردين ماه 84 سازمان آموزش پرورش طي اقدامي بي سابقه دستور به تغيير نام 60 جزيره اين درياچه را صادر كرد:
http://www.baztab.com/news/23110.php
اولين واكنش به تغيير نام خليج فارس از جانب نماينده مردم تبريز در مجلس، دكتر اعلمي صورت گرفت و ايشان طي نطقي در مجلس اين عمل را محكوم كردند و از دولت و مسئولين خواهان پيگيري اين موضوع شدند. براستي چرا در هنگام اعتراضات شديد مردم آذربايجان نسبت به تغيير نام درياچه اروميه هيچ يك از نمايندگان يا مسئولين فارس زبان كشور از آنها حمايت نكردند و چه بسا آنها را محكوم نيز كردند.چرا خبرگزاري هاي سراسري كشور به پوشش خبري اين اعتراضات نپرداختند؟
آنچه نمی خواهند بدانیم!
(سرمقاله شماره ۳۵ نشریه گونش)
نگاهی به تقویم می اندازم، ماه خرداد را نشان می دهد، ناخود آگاه یک سال به عقب باز می گردم، سیل انبوه جماعت معترض، ماشینهای یگان ویژه، گازهای اشک آور و ... همه و همه در مقابل چشمانم قرار می گیرند؛ مگر می شود آن روزها را فراموش کرد؟! نه، ملت آذربایجان هرگز خرداد ماه سال 1385 را از یاد نخواهند برد. یکسال پیش در چنین روزهایی آذربایجان آبستن حوادثی بود که شاید به علت بایکوت شدید خبری کسی جز آذربایجانیهای ساکن آذربایجان (که از نزدیک شاهد حوادث بودند) و دیگر ترکها (از طریق آنان)، از این حوادث خبردار نشدند. اعتراضات بحقی که با جرقه توهین روزنامه ایران شروع شد و 80 سال درد ستم ملی مردم آذربایجان را بیان کرد. اما افسوس که با به خشونت کشیده شدن این اعتراضات مدنی، خاطرات تلخی در ذهن مردم آذربایجان به جا ماند. از کتک خوردن آن بچه 14 ساله و زن جوان از دست نیروهای یگان ویژه و باتوم خوردن آن پیرمرد دستفروش حاشیه خیابان و کشته شدن چندین نفر در نقده و مشکین شهر گرفته تا فحشهای رکیک ماموران به مردم، همه و همه چون فیلمی در حافظه تاریخی ملتمان خواهند ماند. در مورد علل و تاثیرات این قیامها بسیار سخن گفته شده است و من نمی خواهم در این مورد سخن بگویم بلکه می خواهم در مورد موضوع دیگری صحبت کنم و آن عدم انعکاس این حرکات و حوادث در رسانه هاست.
این حق طبیعی شهروندان هر کشور است که از حوادث جای جای کشوری که تحت تابعیت آن هستند باخبر باشند و این وظیفه خطیر بر دوش رسانه های آن کشور است تا اخبار صحیح را به گوش مردم برسانند، ولی نمی دانم چرا هیچ رسانه ای چنین رسالتی بر دوش خود احساس نکرد و نمیکند و نه تنها هیچ کدام از این رسانه ها اقدام به انعکاس خواستهای قیام مردم آذربایجان نکردند، بلکه بیشترشان سعی بر بی اهمیت جلوه دادن موضوع و حتی تخریب این حرکات و زیر سوال بردن حقانیت آن داشته و دارند.
امسال نیز در سالگرد قیامهای خرداد 85، آذربایجان آبستن حوادثی است که به مراتب شدیدتر از سال گذشته بایکوت می شوند تا دیگر ایرانیان ندانند چه بر هموطنان ترکشان می گذرد، گویا تصمیم بر انکار این حوادث و جلوگیری از ثبت آنها در تاریخ دارند. از بسته شدن وبسایتها و وبلاگهایی که این حقایق را منتشر می کنند برایتان بگویم یا از بسته شدن نشریات آذربایجانی؟
سال گذشته و امسال ،در تلویزیون، که رسانه ملی محسوب میشود، شاهد هیچ بحث و بررسی در مورد این حوادث نبودیم، جز سخنان گهربار صفار هرندی در مورد کاریکاتور روزنامه ایران و سخنان حداد عادل که با این سخنان، آذربایجان دوباره موقتا سر ایران شد. هر موقع حرفی در این مورد از طرف فعالان و نمایندگان آذربایجانی زده می شود، همه سعی می کنند موضوع را بی اهمیت و تمام شده جلوه دهند. نمیدانم چگونه بعضی مسئولان خود را سخنگوی آذربایجان می دانستند که همزمان با به راه افتادن سیل خون در خیابانهای آذربایجان، از قول آنان مسئله را تمام شده ذکر می کردند (سخنان باهنر در خرداد همان سال در مجلس شورای اسلامی).
تا قبل از حوادث خرداد نیز کم و بیش مردم با وجود چنین جوی در فضای رسانه ها و مطبوعات آشنا بودند ولی این ایمان بعد از حوادث خرداد سال قبل قوی تر شد و همانطور که میشد حدس زد، امسال نیز این حوادث که دامنه گسترده تری پیدا کرده، منعکس نمی شوند؛ گویا اصلا رسانه های کشورمان در دنیایی جدا زندگی می کنند.
یکی از وظایف مطبوعات به چالش کشیدن حوادث و پی گیری نتایج آنهاست، ولی کدام یک از نشریات داخلی پرسید که مانا نیستانی چه شد و چرا مرخصی او از زندان دائمی شد و ناگهان از فرانسه سر در آورد؟
اما ما وظیفه خود می دانیم که صدای این اعتراضات مدنی و بحق را به گوش همگان برسانیم و این روزگاران را بر صفحه تاریخ آذربایجان و جهان حک کنیم. باشد که این رسانه ها نیز بیدار شوند.

